محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
179
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
همان نخستين برخورد ، دريابد كه خدايى هست كه هم پروردگار اوست و هم پروردگار همهء جهانيان [ و نه خدايى ويژهء موسى يا هارون يا بنى اسرائيل « 1 » ، و نه چنان كه خرافه باوران آن روزگاران پذيرفته بودند كه هر مؤمن براى خود خدا يا خدايانى ويژه دارد ، و نه چنان كه در برخى از روزگاران ، مصريان ، فرعون را از تبار خدايان مىپنداشته و مىپرستيدهاند - چيزى كه به زودى بىپايگى آن را برخواهيم رسيد - ] و سپس موضوع رسالت آنان را كه آزادسازى اسرائيليان بود ، باز نمود و فرمود به فرعون بگوييد : « بنى اسرائيل را با ما همراه فرست و از آزار و شكنجهء آنان دست بازكش » . بنابراين ، برجستهترين بخش رسالت آنان رفتن نزد فرعون و آزادسازى اسرائيليان از دست او و بازگرداندن آنان به توحيد و يكتاپرستى ، نيز بازگرداندنشان به سرزمين مقدسى كه خدا خواسته بود تا در آنجا زندگى كنند تا آن گاه كه به فساد گرايند و خدا نابودشان سازد . « 2 » اما موسى بىدرنگ به ياد مىآورد كه يكى از مصريان را كشته است و هنوز سنگينى آن گناه را در دل دارد و از پى همان بوده كه از مصر و كسانى كه مىخواستهاند او را بكشند ، گريخته است ، پس اينكه چگونه نزد كسانى بازگردد كه سالها در پى او بودهاند و آرزوى كينه كشى از او را داشتهاند ، آن هم با خواستهاى چنين شگفت و سنگين كه از فرعون بخواهد دست از سركشى و خدانمايى بردارد و پرستش خداى يگانه را گردن گذارد و اسرائيليان را كه بندگان و بيگاريان خود مىداند رها سازد . اما موسى ( ع ) هر چند در حضور خداى خود بود ، خدايى كه او را به ديدار خود و سخن گفتن خود و آيات و نشانههاى خود و يارى و همراهى خود افتخار داده بود ، با اين همه احتياط و دورانديشى دربارهء رسالت خويش را و اين كه شايد او را بكشند و رسالتش نيمهكاره و ناتمام بماند ، از ياد نبرد و گفت : پروردگارا ! من يكى از آنان را
--> ( 1 ) . تورات بيشتر خدا را « يهوه » و گاه نيز « الوهيم » مىنامد و اين هر دو ، نام خداى اسرائيليان است و نه خداى همهء جهان و جهانيان ، چنان كه مسلمانان و مسيحيان باور دارند . انديشهء خداى يگانه در تورات با ابراهيم آغاز مىشود كه خدا را خداى ابراهيم ، سپس خداى اسحاق ، سپس خداى يعقوب و سپس خداى موسى مىداند و سپس او را در روزگار اشعيا ، خداى همهء اسرائيليان مىشمارد . اما دايرهء خدايى او را به ديگر ملتها گسترش نمىدهد و از اين روى مفهوم خدا در تورات بيشتر نشانگر خداى اسرائيليان است و دين يهود نيز نشانگر دين يك قوم ويژه است ، قوم بنى اسرائيل . ( بنگريد به : سفرهاى : پيدايش ، 12 : 1 - 3 ، 13 : 14 - 18 ، 15 : 18 - 20 ، 26 : 24 ؛ خروج ، 3 : 6 ، 6 : 6 - 7 ؛ يوشع ، 8 : 3 ، 9 : 18 ، 13 ؛ كتاب اول صموئيل ، 25 : 33 ؛ كتاب اول تواريخ ايام ، 16 : 36 ؛ نيز بنگريد به : محمد بيومى مهران ، اسرائيل ، 4 / 219 ، باب اول ، ديانت يهود ) . ( 2 ) . فى ظلال القرآن ، 4 / 2336 .